تبليغاتX
بزم شاهی

بزم شاهی
لینک دوستان
سلام دیروز همزمان با تولد حضرت مهدی (عج) من 100 روزه شدم پدرم هم 2 تا هدیه به من داد یکی این عروسک قشنگ

و دومی هم هین وبلاگی که یه وقتی خودش توی اون خیلی چیزها می نوشت

نمیدونم بابام چه اصراری داره که منو بکشونه توی این دنیای مجازی آخه میدونید روز اولی که به دنیا اومدم

اول یک نشانی امیل برایم درست کرد soroush bazmshahi@yahoo.com

بعدش یک جمیل برایم ساخت soroushaftab@gmail.com
رفت توی فیس بوک یک صفحه برایم درست کردفیس بوک
رفت توی یه سایت هم ثبت نامم کرد میگن اسمش نجباد دات کام است nejebad.com

حالا خدا به دادم برسه با این همه آخه یکی نیست به پدرم بگه اصلا من کوچولو به این همه کار می رسم
[ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ] [ 23:30 ] [ رسول آفتاب ]
نشانی خانه جدید:

 

 

خانه جدیدم

 

(دستنوشته های من)

[ پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 ] [ 19:39 ] [ رسول آفتاب ]



ای قوم به حج رفته کجائید ، کجائید

معشوق همین جاست ، بیائید بیائید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوائید

گر صورت بی صورت معشوق ببینید

هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید

یکبار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیف است ، نشانهاش بگفتید

از خواجه آن خانه نشانی بنمائید

یک دسته گل کو ، اگر آن باغ بدیدید ؟

یک گوهر جان کو ، اگر از بحر خدائید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما پرده شمائید

مولانا

[ چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389 ] [ 13:22 ] [ رسول آفتاب ]




اگر من کم و بیش
در انجام فریضه شاد بودن قصور کرده ام
اگر در میان قوم خود ظاهر شده ام
و چهره ای چون صبح رخشان از خود نشان نداده ام
اگر برق شادی در چشمهای مردمان به شور و نشاطم بر نینگیخته
اگر آسمانهای پر فروغ صبحگاهی
و کتابهایم و غذایم و باران های تابستانی
نتوانسته است قلب اندوهگینم را از شادی لبریز کنند

ای پروردگار من ، تو خوشترین و شیرین ترین لذات خود را از من واستان
و روحم را با زخمه ای سخت بیدار و هوشیار کن
و اگر مرا لجوج و سر سخت یافتی
پیش از آنکه روحم در افسردگی بمیرد
مرا دردی جانکاه یا گناهی مهلک فرست
و چون خون در شریان قلب مرده ام جاری گردان

رابرت لویی استیونسن

[ چهارشنبه پنجم آبان 1389 ] [ 20:56 ] [ رسول آفتاب ]

خدايم!به تو عشق مي ورزم.تو را بيش از هر چيز ديگري در اين دنيا

 

دوست مي دارم.چنان به تو عشق مي ورزم كه سرمست و بي خود مي شوم.

 

خدايم!مرا عشق پاك و خلوص و عبوديت عطا كن.متبركم كن تا دنيا با تمامي غم ها و خوشي هايش، زشتي ها و زيبا يي هايش،مرا نفريبد.

 

خدايم!خانه قلب من كوچك است آن راچنان فراخ كن كه پذيراي تو باشد.خانه قلبم ويرانه است،آن را مرمت كن تا در خور تو شود.خانه قلبم آلوده است،آن را پاك و مطهر گردان.عميق ترين آرزوي من زماني برآورده مي شودكه تو هميشه و هميشه در سراي قلبم ساكن شويو من هر روزم را در حضور پر نور تو سپري كنم. پس بارالها مرا در انتظار رسيدن به اين آرزو مگذار   

الهی یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دل هایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، مغزز بتاج کبریایی، بتو رسد ملک خدایی.

الهی نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.
الهی ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی.

 الهی به حرمت آن نام که تو خوانی وبه حرمت آن صفت که تو چنانی دریاب که می توانی
الهی عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیدادکردم.گفتی وفرمان نکردم درماندم و درمان نکردم
الهی عاجز و سرگردانم .نه آنچه دارم دانم ونه آنچه دانم دارم
الهی اگر تو مرا خواستی من آن خواستم که تو خواستی

الهی
از سه چیز که دارم ، در یکی نگاه کن
اول سجودی که جز تو را از دل نخواست
دیگر تصدیقی که هر چه گفتی ، گفتم که راست
سه دیگر چون باد کرم خواست ، دل و جان جر تو نخواست

الهی! نه در بندم و نه آزادم، از خود بخود رنجور و از تو دلشادم، از زندگانی خود در عذابم گویی که بر آتش کبابم، نه خورد پیدا و نه خوابم، در میان دریا تشنه ی آبم، از آنکه از خود در حجابم، منتظرم تا کی رسد جوابم
الهی! آنکس که زندگانی وی تویی، او کی بمیرد و آنکس که شغل وی تویی شغل بسر کی برد؟ ای یافته و یافتنی، نه جز از شناخت تو شادی، نه جز از یافت تو زندگانی، زنده بی تو چون مرده زندانی و صحبت یافته با تو، نه این جهانی نه آن جهانی.         
 کریما! گر زارم، در تو زاریدن خوشست و نازم به فضل تو نازیدن خوشست، هر خانه ای که حدّ آن با توست آبادان است، هردل که در ةآن مهر توست شادان است، آزاد آن نفس که به مهر تو یازان است، شاد آن دلی که به مهر تو تازان است.


الهی
بر امید وصل ، چندان اشک باریدم
که بر آب چشم خویش ، تخم درد بکاریدم
ور سعادت ازلی دریابم ، این درد پسندیدم
ور دیده من روزی بر تو آید
آن محنت همه دولت انگاریدم
کریما
هر دل که در آن مهر تو است ، شادان است
آزاد آن نفس که به مهر تو یازان است
شاد آن دلی که به مهر تو نازان است
مهر ذات توست الهی ، دوستان را اعتقاد
یاد و وصف توست یارب ، غمگنان را غمگسار

الهی !
 
.راز دل گفتن دشوار است و نگفتن دشوارتر


الهی !
 
چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن
 
گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.

الهی !
 
علمم موجب ازدیاد حیرتم شده است، ای علم محض و نور مطلق، بر
 
حیرتم بیفزا!

الهی
تو ما را ضعیف خواندی
از ضعیف چه آید جز خطا؟
و ما را جاهل خواندی
و از جاهل چه آید جز جفا ؟
و تو خداوندی کریم و لطیف
و از کریم و لطیف چه سزد
جز کرم و وفا ، و بخشیدن عطا؟
 
الهی دانی چه شادم، نه آن که به خویشتن به تو افتادم، تو خواستی من نخواستم، دولت بر بالین دیدم چون از خواب برخاستم.
الهی چون من کیست که این کار را سزیدم، اینم بس محبت که تو را ارزیدم.
الهی از آن خوان که بهر پاکان نهادی نصیب من بینوا کو؟ اگر نعمتت جز بطاعت نباشد پس آن را بیع خوانند لطف و عطا کو؟
الهی ، دلی دارم پردرد و جانی پرزحیر ،
عزیز دو گیتی ! این بیچاره را چه تدبیر ؟ 
 
الهی !
اگر کسی تو را به جستن یافت ، من به گریختن یافتم
اگر کسی تو را به ذکر کردن یافت ، من تو را به فراموش کردن یافتم
اگر کسی تو را به طلب یافت ؛ من خود ، طلب از تو یافتم
 
 
الهی !
از خاک چه آید مگر خطا !
و از علت چه زاید مگر جفا !
و از کریم چه آید ، جز وفا !
 


 خواجه عبدالله انصاری

[ یکشنبه هفتم شهریور 1389 ] [ 16:5 ] [ رسول آفتاب ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ اولین تجربه پدرم بود در دنیای مجازی وخاطرات بسیار شیرینی با آن داشت ولی الان که من 101 روزه شده ام پدرم این وبلاگ به من هدیه کرده آخه خودش یه سایت داره فکر کنم می خواد دست منو هم توی این دنیای مجازی بند کنه به هر حال از امروز تمامی اتفاقات و روخداد های روزانه ای که برای من اتفاق می افتد را پدرم از طرف من در اینجا می نویسد که دفتر خاطراتی باشد برای من البته تا زمانی که خودم بیام اینجا و بنویسم
امکانات وب